ترجمه "versprechen" به فارسی

وعده, تعهد, قول دادن بهترین ترجمه های "versprechen" به فارسی هستند.

versprechen verb دستور زبان

(für etwas) geradestehen

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • وعده

    noun

    Tatsächlich verspricht er uns, dass der Tod einmal besiegt wird und Menschen ewig leben können.

    بر عکس، او به ما وعده داده است که مرگ شکست خواهد خورد.

  • تعهد

    Wir wurden verhaftet, haben versprochen, nicht nochmal Auto zu fahren, wurden freigelassen.

    بازداشت شدیم، از من تعهد گرفتند که دیگر رانندگی نکنم و آزاد شدیم.

  • قول دادن

    Sie versprachen sie freizulassen, sobald die Arbeit erledigt ist.

    اونا قول دادن به محض اينکه کار تموم شد اونو بفرستن پيش من

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " versprechen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Versprechen noun neuter دستور زبان

Lesung ist eigentl. unkorrekt

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعهد

    eine Zusage bzw. Absichtserklärung

    Wir wurden verhaftet, haben versprochen, nicht nochmal Auto zu fahren, wurden freigelassen.

    بازداشت شدیم، از من تعهد گرفتند که دیگر رانندگی نکنم و آزاد شدیم.

اضافه کردن

ترجمه های "versprechen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه