ترجمه "versuchen" به فارسی
آزمودن, سعیکردن, پژوهیدن بهترین ترجمه های "versuchen" به فارسی هستند.
sein Glück versuchen (umgangssprachlich) [..]
-
آزمودن
verbIch spielte gerne mit neuen Materialien und versuchte, neue Techniken zu entwickeln, um für meine Mode einzigartige Textilien herzustellen.
عاشق آزمودن مواد نو وجدید هستم، و همواره سعی در ایجاد تکنیکهای جدیدی برای ساخت منسوجات منحصر به فرد برای پروژههای مُد داشتم.
-
سعیکردن
-
پژوهیدن
Verb verb -
کوشیدن
nounTatsächlich ist schon der Versuch eine Erfüllung, und die Suche nach Antworten und Lösungen zu den Problemen der Menschheit sogar wenn die Niederlage erwartet wird.
در حقیقت، کوشیدن و سعی کردن به منظور رسیدن به راهحلی برای مشکلات انسان لذتبخش است حتی اگر نتیجه آن شکست باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " versuchen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Versuchen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Versuchen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "versuchen" با ترجمه به فارسی
-
آزمايشگري باليني · کارآزماییهای بالینی
-
کارآزماییها
-
کارآزماییهای بالینی
-
پژوهش در مزرعه · کارآزماییها در مزرعه
-
کارآزماییها در مزرعه
-
آزمایش قطره روغن
-
آزمايشها · آزمایشگری · آزمون · امتحان · جهد · کارآزماییها · کوشش