ترجمه "vogel" به فارسی

پرندگان, پرنده, مرغ بهترین ترجمه های "vogel" به فارسی هستند.

vogel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرندگان

    noun

    Wenn ich ein Vogel wäre, würde ich zu dir fliegen.

    اکر پرنده بودم، به سوی تو پر می گشودم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vogel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vogel noun proper masculine دستور زبان

Piepmatz (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرنده

    noun

    Wenn ich ein Vogel wäre, würde ich zu dir fliegen.

    اکر پرنده بودم، به سوی تو پر می گشودم.

  • مرغ

    noun

    Das ist eine Feder von einem der schönsten Vögel in Kenia: dem Kräuselhauben-Perlhuhn.

    این پر یکی از زیباترین پرندگانی است که در کنیا داریم، مرغ گینهای کاکلدار.

  • جیگر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پرندگان
    • پَرَندِه
    • parande

تصاویر با "vogel"

عباراتی شبیه به "vogel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vogel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه