ترجمه "vor" به فارسی
قبل, پیش, پیش از بهترین ترجمه های "vor" به فارسی هستند.
vor
adposition
دستور زبان
vor (zeitlich, Zeitpunkt) [..]
-
قبل
adjectiveVor langer Zeit gab es hier einmal eine Brücke.
مدت ها قبل یک پل اینجا بود.
-
پیش
adpositionWenn ich dich erschrecken wollte, würde ich dir erzählen, was ich vor ein paar Wochen geträumt habe.
اگر قصد ام ترساندن ات بود رویای چند هفته پیش ام را برای ات می گفتم.
-
پیش از
Sie hieß Bennett vor ihrer Heirat.
او پیش از ازدواج بنت نامیده میشد.
-
به
nounWer vor der Vergangenheit die Augen verschließt, wird blind für die Gegenwart.
کسی که به گذشته چشم خود را میبندد، در زمان حال نابینا میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vor"
عباراتی شبیه به "vor" با ترجمه به فارسی
-
امدادگر
-
اخیرا · اَخیراً · به تازگی · تازه · چَند روز پیش
-
کاربرد پیشرویش
-
دوره پیش از شیرگیری
-
دوره پیش از شیرگیری
-
پیش خر، خرمهره و گوهر يكی است
-
در محضر دادگاه
-
کاربرد پیشرویش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن