ترجمه "vorrat" به فارسی

فراوردههای انبارشده, فراوردههای انبارشده, ذخیره بهترین ترجمه های "vorrat" به فارسی هستند.

vorrat
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراوردههای انبارشده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vorrat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vorrat noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراوردههای انبارشده

  • ذخیره

    noun

    Aber sie wussten, dass allein die Länge dieser Reise ihre Vorräte an Essen und Wasser strapazieren würde.

    ولی میدونستن که فقط زمان این سفر به تنهایی باعث کم اومدن ذخیره آب و غذاشون میشه.

  • ستنج

اضافه کردن

ترجمه های "vorrat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه