ترجمه "wanze" به فارسی

ساسها, ساس, ساسها بهترین ترجمه های "wanze" به فارسی هستند.

wanze
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساسها

    Aber noch drei Tage danach kribbelte es, als hätte ich Wanzen.

    ولي تا سه روز ، انگار که ساس به جونم افتاده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wanze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wanze noun feminine دستور زبان

Wanze (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساس

    noun

    Kleines blutsaugendes Insekt, das in Häusern und speziell in Betten lebt.

    Aber noch drei Tage danach kribbelte es, als hätte ich Wanzen.

    ولي تا سه روز ، انگار که ساس به جونم افتاده

  • ساسها

    Aber noch drei Tage danach kribbelte es, als hätte ich Wanzen.

    ولي تا سه روز ، انگار که ساس به جونم افتاده

  • ناجوربالان

  • ترجمه های کمتر

    • ناجوربالیان
    • هتروپترا

تصاویر با "wanze"

اضافه کردن

ترجمه های "wanze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه