ترجمه "warten" به فارسی

انتظار داشتن, سرویس کردن, صبر کردن بهترین ترجمه های "warten" به فارسی هستند.

warten verb دستور زبان

(sich) in Geduld üben [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتظار داشتن

  • سرویس کردن

  • صبر کردن

    verb

    Tom hatte keine Lust zu warten.

    به نظر نمی رسید تام در حال صبر کردن باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • منتظر شدن
    • وایسادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " warten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Warten noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتظار

    noun

    Man darf nicht darauf warten, dass die anderen für einen denken!

    انتظار نداشته باشید که دیگران به جای شما فکر کنند!

تصاویر با "warten"

عباراتی شبیه به "warten" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "warten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه