ترجمه "weiblich" به فارسی
مؤنث, زنانه, ماده بهترین ترجمه های "weiblich" به فارسی هستند.
weiblich
adjective
دستور زبان
Eigenschaften und Verhaltensweisen aufweisen, die als typisch für Frauen und Mädchen erachtet werden. [..]
-
مؤنث
nounفردی که مؤنث باشد این خصوصیت برای Property:P21 و انسان به کار رود
Menschen werden als Junge oder als Mädchen geboren, aber sie erlernen es, männlich oder weiblich zu sein.“
انسانها مذکر و مؤنث متولد میشوند لیکن مردانگی و زنانگی را میآموزند.»
-
زنانه
adjectiveIch fürchte, wir bilden heute Abend eine starke weibliche Partei.
متاسفانه امشب يه جشن زنانه داريم ، دوک.
-
ماده
adjective nounEr ist eine ziemlich hübsche Mutter in weiblicher Form.
بنظرم در فورم ماده، واقعاً یک مادر با مزه ایست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weiblich " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "weiblich" با ترجمه به فارسی
-
والدين ماده
-
نامهای زنانه
-
بریدن آلت جنسی زنان
-
فرزند ماده · فرزندهای ماده
-
جانوران ماده · مادهها · موءنث · گياهان ماده
-
جانوران ماده
-
دستگاه تولید مثل در زنان
-
مادهها (جنسیت)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن