ترجمه "weit" به فارسی
پهن, گسترده, dur بهترین ترجمه های "weit" به فارسی هستند.
weit
adjective
adverb
دستور زبان
tierisch (umgangssprachlich) [..]
-
پهن
adjectiveMit einerm großen Abstand zwischen zwei Punkten, vor allem in der Horizontalen.
Es war ein Mann mit diesen großen, weiten Flügeln.
يه مرد با پر هاي بزرگ و پهن بود.
-
گسترده
adjectiveMit einerm großen Abstand zwischen zwei Punkten, vor allem in der Horizontalen.
Risiken um Räume zu schaffen die nie zuvor so weit auskragten.
ریسک برای خلق فضاهایی که تا آن زمان تا آن حد گسترده نشده اند.
-
dur
-
ترجمه های کمتر
- زیاد
- بسیار
- دور
- فراخ
- وسيع
- وسیع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "weit"
عباراتی شبیه به "weit" با ترجمه به فارسی
-
موفق شدن
-
پسر کو ندارد نشان از پدر
-
و غیره
-
دور
-
افزون بر این · به علاوه · علاوه بر این
-
مسافت · پهنا
-
و الخ · و غیره
-
ادامه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن