ترجمه "welken" به فارسی

پژمردن, پژمردگی, پژمردگی بهترین ترجمه های "welken" به فارسی هستند.

welken verb دستور زبان

Bei Pflanzen: Aufhören zu blühen, welk werden.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژمردن

    verb

    Aber die Rose welkt bereits.

    اما رز از همين الآن هم شروع به پژمردن کرده.

  • پژمردگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " welken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Welken Noun دستور زبان

Das Austrocknen, Erschlaffen und Absterben von Blättern einer Pflanze infolge unzureichender Wasserversorgung, übermäßiger Transpiration oder Gefäßkrankheit.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژمردگی

عباراتی شبیه به "welken" با ترجمه به فارسی

  • بیماری پژمردگی · پژمردگي آوندي
  • بیماری پژمردگی
اضافه کردن

ترجمه های "welken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه