ترجمه "werkzeug" به فارسی
ابزار, ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "werkzeug" به فارسی هستند.
werkzeug
-
ابزار
nounWir entwickelten uns mit Werkzeugen und sie haben sich mit uns entwickelt.
ما با ابزار تکامل یافته ایم، و ابزار با ما تکامل یافته اند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " werkzeug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Werkzeug
noun
neuter
دستور زبان
Ein technisches Hilfsmittel, das dazu dient, eine Aufgabe zu vereinfachen. [..]
-
ابزار
nounArbeitsmittel um auf Gegenstände einzuwirken
Wir entwickelten uns mit Werkzeugen und sie haben sich mit uns entwickelt.
ما با ابزار تکامل یافته ایم، و ابزار با ما تکامل یافته اند.
-
اسباب
nounEr ist einfach ein Kind das aufgewachsen ist mit Werkzeugen zu spielen anstatt mit Spielzeugen.
اون بچه ای بود که بزرگ شده بود با بازی کردن با ابزارها بجای اسباب بازی ها.
-
ادوات كشاورزي
-
ترجمه های کمتر
- تاسيسات
- تجهیزات
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
تصاویر با "werkzeug"
عباراتی شبیه به "werkzeug" با ترجمه به فارسی
-
آچار شلاقی
-
master key چیست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن