ترجمه "wickeln" به فارسی
بستهبندی کردن, تافتن, پیختن بهترین ترجمه های "wickeln" به فارسی هستند.
wickeln
verb
دستور زبان
etw. um etw. wickeln
-
بستهبندی کردن
-
تافتن
verb -
پیختن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wickeln " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wickeln
Noun
دستور زبان
-
قنداق کردن
Ich lass One Two grade in'nen Teppich wickeln.
من آدم هايي رو دارم که " يک دو " رو تو قالي قنداق کرده بودند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن