ترجمه "wieder" به فارسی
باز, دوباره, دگربار بهترین ترجمه های "wieder" به فارسی هستند.
wieder
adverb
دستور زبان
Zuvor schon geschehen seiend.
-
باز
adverbErst feuern sie mich, und dann stellen sie mich wieder ein.
اخراجم كردن بعد يه دفعه اي ، همينجوري باز استخدامم مي كنن.
-
دوباره
adverbEr versprach, nicht wieder zu spät zu sein.
او قول داد که دوباره دیر نکند.
-
دگربار
adverbBinnen kurzem wird er entschieden vorgehen, und wieder werden einschneidende Geschehnisse die Menschheit erschüttern.
بزودی یَهُوَه با قاطعیت اقدام خواهد کرد و وقایع مهمی دگربار بشر را تکان خواهد داد.
-
از نو
Im nächsten Jahr fangen wir wieder von vorn an.
و سپس سال بعد، از نو شروع مىكنيم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wieder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wieder" با ترجمه به فارسی
-
برداشتن
-
یک بار دیگر
-
بازتصاحب کردن
-
از نو · باز · دوباره · دگربار
-
جبرانى
-
به گفته جیم
-
بازتائيد كردن
-
چندین و چندبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن