ترجمه "wiege" به فارسی
گهواره, گهواره, مهد بهترین ترجمه های "wiege" به فارسی هستند.
wiege
verb
-
گهواره
Die Berge ringsum kamen mir wie eine Wiege vor.
کوه ها احاطه اش کرده بود ، مثل يه گهواره بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wiege " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wiege
noun
feminine
دستور زبان
Wiege (fig.) [..]
-
گهواره
Die Berge ringsum kamen mir wie eine Wiege vor.
کوه ها احاطه اش کرده بود ، مثل يه گهواره بود.
-
مهد
nounIhre Niederschrift begann in der Nähe der Wiege der Zivilisation.
نگارش آن جایی در نزدیکی مهد تمدن بشری آغاز گردید.
تصاویر با "wiege"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن