ترجمه "wissen" به فارسی

دانستن, دانش, دانِستَن بهترین ترجمه های "wissen" به فارسی هستند.

wissen verb دستور زبان

drauf haben (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانستن

    verb

    Das Geheimnis der Kreativität ist zu wissen, wie man seine Quellen versteckt.

    رمز خلاقیت دانستن چگونگی مخفی کردن سرچشمهٔ آن است.

  • دانش

    noun

    Mit dem Wissen von heute, hätte ich gestern andere Fehler gemacht.

    با دانش امروز دیروز ممکن است اشتباهات دیگری انجام دهم.

  • دانِستَن

  • ترجمه های کمتر

    • دونستن
    • شناختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wissen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wissen noun Noun neuter دستور زبان

Schimmer (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانش

    noun

    wahre und gerechtfertigte Meinung in der Erkenntnistheorie

    Mit dem Wissen von heute, hätte ich gestern andere Fehler gemacht.

    با دانش امروز دیروز ممکن است اشتباهات دیگری انجام دهم.

  • آگاهی

    noun

    Mit dem Wissen wächst der Zweifel.

    آگاهی سبب رشد شک میشود.

  • اطلاع

    noun

    Anna heiratete ohne das Wissen ihrer Eltern.

    آنا بدون اطلاع والدیناش ازدواج کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • علم
    • هشیاری
    • معرفت
    • شناخت

عباراتی شبیه به "wissen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wissen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه