ترجمه "wolf" به فارسی
گرگها, گرگ, گرگها بهترین ترجمه های "wolf" به فارسی هستند.
wolf
-
گرگها
nounIch frage mich, ob sie dich finden, bevor die Wölfe es tun.
نگرانم که اونا مي تونن قبل گرگها پيدات کنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wolf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wolf
noun
proper
masculine
دستور زبان
Meister Isegrim (umgangssprachlich) [..]
-
گرگ
nounGroßes wildes Tier aus der Familie der Hunde (Canidae), das eng mit dem Haushund verwandt ist.
Nun, du kannst damit anfangen, deine Wölfe zu befragen.
خب میتونی با سؤال کردن درباره گرگ هات شروع کنی..
-
گرگها
nounIch frage mich, ob sie dich finden, bevor die Wölfe es tun.
نگرانم که اونا مي تونن قبل گرگها پيدات کنن.
-
gorg
-
ترجمه های کمتر
- كانيس لوپوس
- كانيس مكزيكانوس
تصاویر با "wolf"
عباراتی شبیه به "wolf" با ترجمه به فارسی
-
گرگ
-
با گرگها میرقصد
-
گرگهای خاکستری
-
گرگ در لباس میش
-
گرگ بد گنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن