ترجمه "wolle" به فارسی
پشم, پشم, تار پشم بهترین ترجمه های "wolle" به فارسی هستند.
wolle
verb
-
پشم
nounSie strickt einen Pullover aus Wolle.
او پلووری از پشم می بافد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wolle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wolle
noun
feminine
دستور زبان
Wolle (umgangssprachlich) [..]
-
پشم
noundie weichen Haare des Fells vor allem der Schafe
Sie strickt einen Pullover aus Wolle.
او پلووری از پشم می بافد.
-
تار پشم
-
نخ
nounHeute wollte ich es mit'ner Aalschnur versuchen.
ميخواستم عصري يه نخ قلاب جور کنم برم ماهيگيري.
تصاویر با "wolle"
عباراتی شبیه به "wolle" با ترجمه به فارسی
-
جانوران تولیدکننده پشم
-
انشاءالله
-
خون به پا خواهد شد
-
جانوران تولیدکننده پشم
-
انشاءالله
-
انشاءالله
-
عملیات اراده جدی
-
میخوام بدونم · میخواهم بدانم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن