ترجمه "yao" به فارسی

یائو ترجمه "yao" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Also, hast du mich wegen Yao Fei gefunden. ↔ پس تو منو بخاطر یائو فی پیدا کردی

yao
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • یائو

    Also, hast du mich wegen Yao Fei gefunden.

    پس تو منو بخاطر یائو فی پیدا کردی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yao " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Yao

Yao (Ōsaka) [..]

+ اضافه کردن

"Yao" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Yao در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "yao" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Bei jeder Flasche Whiskey, die er öffnete, das kam häufig vor, schraubte er den Deckel ab und schüttete ein bisschen davon auf den Boden, er sprach dabei auch, er trank auf Akroma-Ampim, den Gründer unseres Volkes, oder Yao Antony, meinen Großonkel, er sprach mit ihnen und bot ihnen etwas Whiskey an.
هر بار که یک بطری ویسکی باز می کرد، که خوشحالم بگم زیاد این کار را می کرد، در بطری را برمی داشت و کمی روی زمین می ریخت، و با طرف حرف میزد، به آکروما-آمپیم، جدّ ما، یا یائو آنتونی، عموی بزرگم، با آنها حرف میزد، کمی مشروب به آنها تعارف می کرد.
Wir müssen Soo Lin Yao finden.
بايد سولين يائو رو زودتر پيدا کنيم.
Also, hast du mich wegen Yao Fei gefunden.
پس تو منو بخاطر یائو فی پیدا کردی
Yao Fei ist tot.
یائو فی مُرده
Sein Name ist Yao Fei.
اسمش یائوفی ـه