ترجمه "zange" به فارسی
انبردست, انبر, انبردست بهترین ترجمه های "zange" به فارسی هستند.
zange
-
انبردست
Mein Opa zog sich mit'ner Zange die Zähne.
آدماي پير ، بابابزرگم هميشه دندوناش رو با انبردست مي کشيد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zange " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zange
noun
feminine
دستور زبان
-
انبر
nounEr nahm sogar selbst seine Zahnspange mit Zangen in der Garage ab,
او مجبور شد خودش سیمهای دندانپزشکی را در گاراژ با انبر از دهانش جدا کند،
-
انبردست
zweischenkliges Werkzeug, mit dem ein Werkstück fixiert oder bearbeitet werden kann
Mein Opa zog sich mit'ner Zange die Zähne.
آدماي پير ، بابابزرگم هميشه دندوناش رو با انبردست مي کشيد
تصاویر با "zange"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن