ترجمه "zeigen" به فارسی
نشان دادن, نمایش, نقطه بهترین ترجمه های "zeigen" به فارسی هستند.
rüberkommen (umgangssprachlich) [..]
-
نشان دادن
verbSichtbar machen, jemanden etwas sehen lassen. [..]
Dennoch mögen zwei biblische Beispiele zeigen, wie gefährlich es ist, zu tolerant oder zu streng zu sein.
دو تن از شخصیتهای کتاب مقدس برای نشان دادن خطر سختگیری و سهلانگاری مفید هستند.
-
نمایش
nounSie zeigen Filme, halten Reden, und so weiter.
آنها فیلم هایی نمایش می دهند، گفتگوهایی ارائه می کنند و غیره.
-
نقطه
nounWenn Sie Schwäche zeigen, nutzen diese Arschlöcher das aus.
به این آشغالها نقطه ضعف نشون. بدی برات پیغام میفرستن
-
نمودن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zeigen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Zeigen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Zeigen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "zeigen"
عباراتی شبیه به "zeigen" با ترجمه به فارسی
-
بالا نگهداشتن
-
خود را نشان دادن