ترجمه "zimt" به فارسی
دارچین, دارچین, dārčin بهترین ترجمه های "zimt" به فارسی هستند.
zimt
-
دارچین
nounEs hinterlässt einen süßen Geschmack in meinem Mund, ähnlich dem von Zimt, etwas Rosenwasser und goldene Äpfel.
این کلمه یک طعم شیرین روی زبونم میگذاره، شبیه دارچین، یه کم گلاب و سیبهای زرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zimt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zimt
noun
Noun
masculine
neuter
دستور زبان
wiss. N.: Cinnamomum loureirii [..]
-
دارچین
nounDie Rinde des Zimtbaums, die als Gewürz verwendet wird. [..]
Es hinterlässt einen süßen Geschmack in meinem Mund, ähnlich dem von Zimt, etwas Rosenwasser und goldene Äpfel.
این کلمه یک طعم شیرین روی زبونم میگذاره، شبیه دارچین، یه کم گلاب و سیبهای زرد.
-
dārčin
-
دارچين
Muskatnuss und Ingwer und Zimt und Nelken.
تخم مرغ ، رنجبيل ، دارچين و ادويه.
تصاویر با "zimt"
عباراتی شبیه به "zimt" با ترجمه به فارسی
-
دارچين چيني · سيناموموم كاسيا · سیناموموم آروماتیکوم
-
دارچين چيني (گياه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن