ترجمه "zittern" به فارسی

لرزیدن, لرزش بهترین ترجمه های "zittern" به فارسی هستند.

zittern verb دستور زبان

zittern wie Espenlaub (Verstärkung) (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لرزیدن

    verb

    Oder meine Hände zittern, wenn ich nervös werde, und das verunsichert mich wirklich sehr.

    یا وقتی عصبی میشوم دستانم شروع به لرزیدن کنند و من واقعا در مورد این مسئله خودآگاهم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zittern " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Zittern Noun دستور زبان

Schiff

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لرزش

    noun

    Huntington ist nicht das einzige, was Zittern verursacht.

    " هانتينگتون " تنها بيماري اي نيست که باعث لرزش ميشه.

اضافه کردن

ترجمه های "zittern" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه