ترجمه "zittern" به فارسی
لرزیدن, لرزش بهترین ترجمه های "zittern" به فارسی هستند.
zittern
verb
دستور زبان
zittern wie Espenlaub (Verstärkung) (umgangssprachlich)
-
لرزیدن
verbOder meine Hände zittern, wenn ich nervös werde, und das verunsichert mich wirklich sehr.
یا وقتی عصبی میشوم دستانم شروع به لرزیدن کنند و من واقعا در مورد این مسئله خودآگاهم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zittern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zittern
Noun
دستور زبان
Schiff
-
لرزش
nounHuntington ist nicht das einzige, was Zittern verursacht.
" هانتينگتون " تنها بيماري اي نيست که باعث لرزش ميشه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن