ترجمه "zombie" به فارسی
مرده متحرک, زامبی, زامبی (ادیان هائیتی) بهترین ترجمه های "zombie" به فارسی هستند.
zombie
-
مرده متحرک
Manchmal fühl ich mich wie ein Zombie.
احساس ميکنم يه " زامبي " ( مرده متحرک ) شدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zombie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zombie
noun
Noun
masculine
دستور زبان
wiederbeseelte Leiche (Mystik) [..]
-
زامبی
Ich habe es bis jetzt nur an einem Zombie getestet.
تا حالا فقط روی یه زامبی آزمایشش کردم
-
زامبی (ادیان هائیتی)
Kreatur aus der Religion Haitis
-
فرایند زامبی
Prozess
-
مرده متحرک
mythische Figur eines zum Leben erweckten Toten
Manchmal fühl ich mich wie ein Zombie.
احساس ميکنم يه " زامبي " ( مرده متحرک ) شدم
عباراتی شبیه به "zombie" با ترجمه به فارسی
-
زامبی (رایانه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن