ترجمه "zoo" به فارسی
باغ وحشها, باغوحش, باغ وحش بهترین ترجمه های "zoo" به فارسی هستند.
zoo
-
باغ وحشها
wohingegen Schimpansen in Zoos und Forschungslaboren eingesperrt sind.
درحالی که شامپانزهها در باغ وحشها و آزمایشگاههای تحقیقاتی نگهداری میشوند.
-
باغوحش
Wir haben den Affen im Zoo gesehen.
آن میمون را در آن باغوحش دیدیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zoo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zoo
noun
masculine
دستور زبان
Zoologischer Garten (fachsprachlich)
-
باغ وحش
nounSie sind gestern mit dem Bus zum Zoo gefahren.
آنها دیروز با اتوبوس به باغ وحش رفتند.
-
باغ وحشها
wohingegen Schimpansen in Zoos und Forschungslaboren eingesperrt sind.
درحالی که شامپانزهها در باغ وحشها و آزمایشگاههای تحقیقاتی نگهداری میشوند.
-
باغ های جانورشناختی
-
ترجمه های کمتر
- باغوحش
تصاویر با "zoo"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن