ترجمه "zornig" به فارسی
خشمگین, عصبانی, بد خلق، بهترین ترجمه های "zornig" به فارسی هستند.
zornig
adjective
دستور زبان
stinkig (umgangssprachlich)
-
خشمگین
adjectiveVergiß nicht, daß sie womöglich zornig sind und Gewissensbisse haben.
فراموش نکنید که آنها ممکن است خود را مقصر حس کنند و خشمگین باشند.
-
عصبانی
adjectiveNun, wir wissen von den zornigen E-Mails.
خب ما راجع به ایمیلهای عصبانی ای که فرستادی خبر داریم
-
بد خلق،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zornig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن