ترجمه "zu" به فارسی
dar, به, خیلی بهترین ترجمه های "zu" به فارسی هستند.
zu
adposition
adverb
دستور زبان
dicht (umgangssprachlich) [..]
-
dar
-
به
adpositionHör auf zu reden und hör mir zu.
بس کن نطق کردن رو و به من گوش کن!
-
خیلی
adjective adverbDie Kiste war zu schwer, sodass er sie nicht heben konnte.
جعبه برای او خیلی سنگین بود و نمی توانست آن را بلند کند.
-
ترجمه های کمتر
- پیش
- بسته
- به سمت
- به منظور
- تا
- تعطیل
- تن
- دن
- زی
- سوی
- مست
- پیان
- گرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "zu"
عباراتی شبیه به "zu" با ترجمه به فارسی
-
ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
-
پیاده
-
برج بابل
-
(مراسلات) برسد به دست
-
بازتصاحب کردن
-
هر از گاهی · گاه به گاه · گهگاه
-
استدلال چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد
-
من امروز مریض هستم و نمی توانم سر کلاس بیایم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن