ترجمه "1" به فارسی

یک, کسی, ادم بهترین ترجمه های "1" به فارسی هستند.

1 symbol adjective noun دستور زبان

1. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یک

    noun

    She had to be there at exactly 1:30.

    او قرار بود درست سر ساعت یک و نیم آنجا باشد.

  • کسی

    noun

    As indicated at 1 John 3:15, how can we become manslayers?

    بنا بر آنچه در اوّل یوحنّا ۳:۱۵ آمده است، چگونه ممکن است کسی ندانسته قاتل شود؟

  • ادم

    noun

    That was a very hot dance when you were 1.

    يه رقص خيلي جذابه وقتي که ادم تنها باشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " 1 " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "1" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "1" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه