ترجمه "AD" به فارسی

سال مسیحی, مخفف : بعد از میلاد مسیح, پس از میلاد بهترین ترجمه های "AD" به فارسی هستند.

AD noun proper adverb دستور زبان

Latin anno Domini, in the year of the Lord or in the year of our Lord, used to specify numbered years counting from the once estimated birth of Christ in year 1. Usually placed before years (but see notes), and always placed after centuries. Often written in small caps. This year is AD 2016. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سال مسیحی

  • مخفف : بعد از میلاد مسیح

  • پس از میلاد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " AD " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ad noun adposition دستور زبان

(informal) Short form of advertisement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برخی نمرات جمع [dyad]

  • عنوان برخی اشعار [Iliad]

  • نوع گیاه [cycad]

  • ترجمه های کمتر

    • آگهی
    • تبلیغات
    • تا
    • اعلان
    • خبر
    • (دارو سازی) به مقدار
    • به منظور ساختن ...
    • در جهت [caudad]
    • مخفف : (تنیس) اولین امتیاز پس از اتمام یک دور بازی
    • مخفف : (عامیانه) آگهی
    • پسوند (قیدساز): به سوی

عباراتی شبیه به "AD" با ترجمه به فارسی

  • هزینه برای هزار بار نمایش.
  • دخان
  • تبلیغات طبقه بندی شده
  • تبلیغ به صورت متن. به جای بنر یا تصویر، یک عبارت به آدرس مورد نظر لینک میشود.
  • (لاتین - مالیات و عوارض و غیره) برحسب ارزش · برحسب قیمت
  • (عامیانه) بدون نوشته صحبت کردن · آزادانه · بداهه (adlib هم می نویسند) · بی مقدمه · فی البداهه · فی البداهه گفتن · کلام فی البداهه
اضافه کردن

ترجمه های "AD" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه