ترجمه "AGENT" به فارسی
نماینده بیمه, عامل, نماینده بهترین ترجمه های "AGENT" به فارسی هستند.
-
نماینده بیمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " AGENT " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
One who exerts power, or has the power to act; an actor. [..]
-
عامل
nounA managed software component that monitors events and performance pertaining to a specific application component, and transmits observations to a host application for display, action, or reporting.
Lastly, you want to be the nurturing agent.
آخر اینکه، شما می خواهید یک عامل رشد باشید.
-
نماینده
nounThree times now the agent had warned him that he would not tolerate another delay.
تاکنون سه بار نماینده کمپانی به او اخطار کرده بود که دیگر تأخیری را تحمل نخواهد کرد.
-
کننده
nounthe fluid secreted by his brain acts as a mindcontrolling agent
مايعي که از مغزش ترشح ميشه مثل يک عنصر کنترل کننده ذهن عمل ميکنه
-
ترجمه های کمتر
- آژان
- کارگزار
- دلال
- وکیل
- باعث
- مامور
- سازه
- دستار
- کنشگر
- سمسار
- پیشکار
- امین
- موجب
- (ارتش) خرج (مواد منفجره)
- (شیمی) عامل
- (عامیانه) فروشنده ی سیار
- به عنوان نماینده یا عامل عمل کردن
- عضو سازمان دولتی
- فاعل (دستور زبان)
- نماینده، کارگزار، عامل، واسط
- وکالت دادن
- کارمند دولت
The MOM/SCE component installed on computers to perform management tasks on those computers. The agent communicates with the SCE Management Server, sending data from the managed computers to the Management Server and downloading data from the Management Server to the managed computer.
-
نمایندگی
please contact me, the Bot-Agent.
یا اگه رباتی دارید که به اجرای سرگرمی نیاز داره، لطفا با من تماس بگیرید، نمایندگی بات.
-
عامل- نماینده
عباراتی شبیه به "AGENT" با ترجمه به فارسی
-
سلاح میکروبی
-
مامور بازنویسی آدرس
-
داروهای شیمیدرمانی
-
داروهاي ضد اسهال