ترجمه "Across" به فارسی

در مقابل, عرض, پهنا بهترین ترجمه های "Across" به فارسی هستند.

Across
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در مقابل

    Across the furthest corner was stretched a ragged sheet.

    در مقابل زاویه عقب اتاق، ملافة پر سوراخی کشیده شده بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Across " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

across noun adverb adposition دستور زبان

To, toward, or from the far side of (something that lies between two points of interest). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عرض

    I risked darting across the freeway and made it without being seen.

    به بزرگراه رسید، خطر کردم و بدون اینکه نگاه کنم از عرض بزرگراه گذشتم.

  • پهنا

    The widest was more than seven feet across

    عریضترین آنها هفت فوت پهنا داشت

  • حوزه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ازعرض
    • عرضا
    • آن سوی
    • آن طرف
    • از عرض
    • از میان
    • از پهنا
    • از یک زمان به زمان دیگر
    • از یک سو به سوی دیگر
    • از یک طرف به طرف دیگر
    • به طور ضربدر
    • به طور متقاطع
    • در آن سوی
    • در آن طرف
    • در طرف مقابل
    • سر تا سر

تصاویر با "Across"

عباراتی شبیه به "Across" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Across" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه