ترجمه "Activity" به فارسی

فعالیت, فعالیت, تکاپو بهترین ترجمه های "Activity" به فارسی هستند.

Activity
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فعالیت

    noun

    Other factors of importance, which make litigation of large corporations more difficult, are the size and complexity of their activities.

    یکی دیگر از عوامل مهمی که رسیدگی به جرایم شرکت های بزرگ را دشوار می سازد، وسعت و پیچیدگی فعالیت های آنها است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Activity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

activity noun دستور زبان

The state or quality of being active; nimbleness; agility; vigorous action or operation; energy; active force; as, an increasing variety of human activities. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فعالیت

    noun

    The state or quality of being active; nimbleness; agility; vigorous action or operation; energy; active force [..]

    Other factors of importance, which make litigation of large corporations more difficult, are the size and complexity of their activities.

    یکی دیگر از عوامل مهمی که رسیدگی به جرایم شرکت های بزرگ را دشوار می سازد، وسعت و پیچیدگی فعالیت های آنها است.

  • تکاپو

    noun

    all passive but armed with appliances of activity

    همه آرام و کرخت به نظر میرسیدند . همه آمادهی تکاپو بودند

  • عمل

    noun

    Or because we're more used to technology and activism.

    شاید به این علت که بیشتر به فناوری و عمل گرایی متمایل بودیم.

  • ترجمه های کمتر

    • کار
    • جدیت
    • کنشوری
    • تکاپو، تکاپوی، تک و دو، تلاش
    • مشغولیت
    • عملکرد
    • اقدام
    • کنایی
    • (شیمی) خاصیت فعل و انفعال با سایر مواد شیمیایی
    • رجوع شود به optical activity
    • نیروی فعال

عباراتی شبیه به "Activity" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Activity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه