ترجمه "Add" به فارسی

افزودن, جمع زدن, افزودن بهترین ترجمه های "Add" به فارسی هستند.

Add

A button on the 'Add a Person to the Call' dialog box. Once a call is connected, clicking Add adds the call to the current conversation.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افزودن

    verb

    Add breakpoint using file name with line number or a template name

    افزودن نقطه انفصال با استفاده از نام پرونده ، توسط شمارۀ خط یا نام قالب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Add " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

add verb noun دستور زبان

(video games) An additional enemy that joined the fight after the primary target. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جمع زدن

    verb
  • افزودن

    verb

    To join or combine thereby increasing the quantity or size of something.

    What's more is that in certain cases, we don't even need to add phosphorus.

    نكته ديگرى كه هست در مواردى خاص، ما حتى نياز به افزودن فسفر نداريم.

  • رساندن

    verb

    In the 2013 revision, such auxiliary expressions are not used unless they add to the meaning.

    در ویرایش ۲۰۱۳ از این کلمات کمکی استفاده نشده است، مگر این که برای رساندن مفهوم جمله ضروری بوده باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • گفتن
    • بخشیدن
    • (حساب) جمع کردن
    • اضافه کردن یا شدن
    • به گفته ی خود افزودن
    • بهره مند ساختن
    • بیشتر کردن
    • جمع کردن یا شدن
    • زیاد کردن یا شدن
    • سهم دادن
    • ضمیمه کردن
    • علاوه کردن یا شدن
    • منظم کردن
ADD noun

Initialism of [i]attention deficit disorder[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"ADD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ADD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Add"

عباراتی شبیه به "Add" با ترجمه به فارسی

  • جمع کردن
  • افزودن · پیوست کردن
  • افزودن به
  • افزونه · تخته مدار
  • (امریکا) کالا یا چیز اضافی که در هنگام خرید برای تشویق به خریدار داده می شود · افزونه جانبی · ضمیمه · مکمل
  • دستگاه جانبی
  • افزونه · تخته مدار
  • (امریکا) کالا یا چیز اضافی که در هنگام خرید برای تشویق به خریدار داده می شود · افزونه جانبی · ضمیمه · مکمل
اضافه کردن

ترجمه های "Add" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه