ترجمه "Address" به فارسی

توجه کردن, آدرس, عنوان بهترین ترجمه های "Address" به فارسی هستند.

Address
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توجه کردن

    verb

    At the next review, they say, the Emperor did not once deign to address him.

    ولی گویا در رژه بعد اعلی حضرت حتی یکبار هم به وی توجه نکردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Address " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

address verb noun دستور زبان

Direction or superscription of a letter, or the name, title, and place of residence of the person addressed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدرس

    noun

    direction for letters [..]

    Don't let him know her address.

    نگذار او آدرس آن خانم را بفهمد.

  • عنوان

    noun

    take off his cap and address him as 'Sir'.

    کلاهش را برمیداشت و با عنوان جناب او را خطاب میکرد.

  • ادرس

    noun

    Harry's owl had never yet failed to deliver a letter to anyone, even without an address.

    سابقه نداشت جغد هری در رساندن نامهها حتی نامههای بدون ادرس درمانده باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • ارسال
    • خطابه
    • آدرس محل سکونت
    • آدرس پستی
    • مقابله کردن
    • نشانی
    • سخنرانی
    • نطق
    • سخنوری
    • خطبه
    • (جمع) خواستگاری
    • (در تیراندازی با کمان) بدن را به حال کمان گیری و هدف گیری در آوردن
    • (مهجور) آماده کردن
    • (ورزش گلف) برای زدن توپ جبهه گرفتن
    • (کامپیوتر) نشانی دادن 0
    • آدرس نوشتن
    • بکار پرداختن
    • توجه کردن
    • جویایی احوال
    • سبک سخنوری
    • صحبت کردن
    • طرز گفتار
    • مخاطب ساختن
    • مخاطب قرار دادن
    • مورد ملاحظه قرار دادن
    • نوشتن به

تصاویر با "Address"

عباراتی شبیه به "Address" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Address" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه