ترجمه "Agreement" به فارسی
توافق نامه, توافقنامه- قرارداد, پیمان بهترین ترجمه های "Agreement" به فارسی هستند.
-
توافق نامه
Even if I had stolen it, she signed the employee agreement.
اگه حتي من ايده اش رو دزديده باشم اون توافق نامه اي استخدامي رو امضا کرده.
-
توافقنامه- قرارداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Agreement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(countable) An understanding between entities to follow a specific course of conduct. [..]
-
پیمان
nounlegally binding contract enforceable in a court of law [..]
Moreover, Scarlett and her father were bound together by a mutual suppression agreement.
در این میان، بین اسکار لت و پدرش یک پیمان وجود داشت
-
توافق
nounstate whereby several parties share a view or opinion
Pretend! And so this conversation ended with a newpeace based on this agreement.
بدین ترتیب این گفتگو با مصالحه تازهای که بر این توافق استوار بود خاتمه یافت.
-
قرارداد
nounAnd so they went and told the agent that they were ready to make the agreement.
بن ابر این مجددا پیش نماینده کمپانی رفتند و آمادگی خود را برای انعقاد قرارداد اعلام داشتند.
-
ترجمه های کمتر
- موافقت
- قرار
- معاهده
- اتفاق
- شرط
- سازگاری
- موافقتنامه
- سازش
- همدلی
- تطابق
- ائتلاف
- qerârdâd
- سازشنامه
- سازواری
- قفاوت
- همداستانی
- وفاق
- قبولی
- آشتی
- (دستور زبان) همخوانی از نظر صرفی
- تفاهم نامه
- توافق، موافقت نامه
عباراتی شبیه به "Agreement" با ترجمه به فارسی
-
توافقنامه تجارت آزاد آمريكاي شمالي
-
موافقت نامه ملاحظات آتی
-
همخوانی داشتن، مطابقت داشتن
-
توافق کلی
-
توافق نامه تولید، توافق نامه ساخت
-
قرارداد پرداخت معوق
-
توافق فروش نسیه یا اسقاطی
-
توافقنامههای دستمزد · قراردادهای کار