ترجمه "Apathy" به فارسی

بی تفاوتی, بی حسی, بی علاقگی بهترین ترجمه های "Apathy" به فارسی هستند.

Apathy
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی تفاوتی

    But soon, even this rage passed into apathy.

    ولی به زودی خشم از او رخت بست و جایش را خونسردی و بی تفاوتی گرفت .

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Apathy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

apathy noun دستور زبان

Complete lack of emotion or motivation about a person, activity, or object; depression; lack of interest or enthusiasm; disinterest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی حسی

    noun

    state of indifference or the suppression of emotions [..]

  • بی علاقگی

    noun
  • ناگرایی

  • ترجمه های کمتر

    • بی تفاوتی
    • بی توجهی
    • بی جانی
    • بی سوهشی
    • بی شوری
    • بی عاطفگی
    • بی غیرتی
    • بی هیجانی
    • بی واکنشی
    • فقدان احساسات
    • فقدان علاقه
اضافه کردن

ترجمه های "Apathy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه