ترجمه "Apostle" به فارسی

حواریون, رسول, حواری بهترین ترجمه های "Apostle" به فارسی هستند.

Apostle noun proper دستور زبان

One of the group of twelve disciples chosen by Jesus to preach and spread the Gospel [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حواریون

    p

    one of the group of twelve disciples

    prayed fervidly as if she thought herself living in the time of the Apostles

    با شور و هیجان دست به دعا برمیداشت تو گویی هنوز میپنداشت در زمان حواریون زندگی میکند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Apostle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

apostle noun دستور زبان

A missionary, or leader of a religious mission, especially one in the early Christian Church (but see Apostle). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسول

    noun

    The apostle Paul warned us that if we wound the conscience of our brother, we are sinning.

    پولُس رسول هشدار داد هر که به وجدان برادرش صدمه زند گناهکار است.

  • حواری

    noun

    One of the original 12 disciples chosen by Christ to preach his gospel. [..]

    The sixth and last apostle was named Willy.

    ششمین و آخری حواری ، ویلی نام داشت

  • حواریون

    follower of Jesus Christ tasked with the spreading of the holy gospel

    Strickland had the directness of the fanatic and the ferocity of the apostle.

    استری کلند هم استقامت و سرراستی افراد متعصب را واجد بود همشدت وحدت حواریون را.

  • ترجمه های کمتر

    • فرستاده
    • مبشر
    • سردمدار
    • (بیشتر در مورد جنبش های سیاسی یا اصلاح طلبی) علمدار
    • (معمولا با A بزرگ) حواری (هر یک از دوازده پیرو عیسی)
    • طرفدار پر و پا قرص
    • مژده آور
    • نخستین مبلغ مسیحی (در هر مکان بخصوص)
    • هر یک از دوازده مدیرکلیسای مورمن (امریکا)
    • هر یک از نخستین مبشرین مسیحی

تصاویر با "Apostle"

عباراتی شبیه به "Apostle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Apostle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه