ترجمه "Appetite" به فارسی
اشتها, گرسنگی, کام بهترین ترجمه های "Appetite" به فارسی هستند.
appetite
noun
دستور زبان
Desire for, or relish of, food or drink; hunger. [..]
-
اشتها
noundesire of or relish for food [..]
And perhaps you think we didn't bring back appetites to breakfast!
شاید فکر میکنید وقتی برگشتیم اشتها نداشتیم صبحانه بخوریم!
-
گرسنگی
noundesire of or relish for food
but that only whetted his appetite, brought it raging up.
ولی این کار فقط اشتهای اورابیشتر کرد و گرسنگی دیوانه واربه او هجوم آورد.
-
کام
noundesire for personal gratification
-
ترجمه های کمتر
- آرزومندی
- اشتیاق
- هوس
- رغبت
- ولع
- سيري
- بياشتهايي
- ارزو
- گرسنگي
- میل شدید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Appetite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Appetite" با ترجمه به فارسی
-
اختلالات گوارشی · اسهال نوزاد جانوران · انسداد روده · بداشتهایی · دُشگواري · فزونی ترشح کلریدریک اسید · ناگوارش · يبوست
-
اشتها اور
-
اختلالات اشتها · اختلالات خوردن · جوع · ويار
-
(فرانسه) نوش جان ! · نوش جان
-
(فرانسه) نوش جان ! · نوش جان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن