ترجمه "Applicant" به فارسی
متقاضی, متقاضی اعتبار, متقاضی بهترین ترجمه های "Applicant" به فارسی هستند.
Applicant
-
متقاضی
He put them very briefly, keeping his eyes fixed on the applicant's face.
سؤالها را مختصر میپرسید و به قیافه متقاضی زل میزد.
-
متقاضی اعتبار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Applicant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
applicant
noun
دستور زبان
One who applies for something; one who makes request; a petitioner. [..]
-
متقاضی
nounHe put them very briefly, keeping his eyes fixed on the applicant's face.
سؤالها را مختصر میپرسید و به قیافه متقاضی زل میزد.
-
درخواست دهنده
nounAnd take receipt of all marked applicants yourself.
و خودت از همه درخواست دهنده ها رسيد بگير.
-
کارجو
-
ترجمه های کمتر
- کارخواه
- طالب
- تقاضا کننده
- تقاضا کننده، درخواست دهنده، متقاضی شغل
- هدننک تساوخرد
عباراتی شبیه به "Applicant" با ترجمه به فارسی
-
دخل · ربط · عملی بودن · قابلیت اجرا · مناسبت
-
کنترل کاربردی
-
قابل اجرا – عملی
-
فرم درخواست و کاربرگ درخواست شغل
-
رابط برنامهنویسی نرمافزار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن