ترجمه "Aqua" به فارسی

آکوا, آب, فیروزه بهترین ترجمه های "Aqua" به فارسی هستند.

Aqua
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آکوا

    Aqua (band)

    photographed by the Aqua satellite, but through the Uniview software.

    توسط ماهواره آکوا برداشته شده و از طریق نرم افزار« یونیویو» اون رو میبینید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Aqua " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

aqua adjective noun دستور زبان

(inorganic chemistry) The compound water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آب

    noun

    And when it comes to aqua planing and high diving you just ought to see me.

    خیلی دلم میخواد اسکی روی آب و شیرجه زدن منو ببینی.

  • فیروزه

    noun
  • زرد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اب
    • (داروسازی) داروی محلول در آب
    • سبز متمایل به آبی

عباراتی شبیه به "Aqua" با ترجمه به فارسی

  • (کیمیا) الکل · مشروب الکلی قوی (مثل براندی)
  • (شیمی) اسید نیتریک · تیزاب · جوهرشوره · نیتریک اسید
  • آمیزه ای از اسید نیتریک و اسید هیدروکلریک · تیزآب سلطانی · تیزاب سلطانی
  • (سابقا) دستگاه تنفس مصنوعی (برای غواصی) A( -2 کوچک) ابزار غواصی · دستگاه آبوری
  • آب خالص · آب مقطر
  • (شیمی) هیدروکسید آمونیاک · محلول آب و آمونیاک
اضافه کردن

ترجمه های "Aqua" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه