ترجمه "Arab" به فارسی
عرب, تازی, عربی بهترین ترجمه های "Arab" به فارسی هستند.
Arab
adjective
noun
دستور زبان
A person of Arab origin. [..]
-
عرب
nounof or pertaining to Arabs and their nations
Now we are seven Arabs.
حالا ما هفت عرب هستیم.
-
تازی
of or pertaining to Arabs and their nations
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Arab " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
arab
-
عربی
properArabic is read from right to left.
عربی از راست به چپ خوانده می شود.
-
عربى
in order to balance the Arab states in its vicinity.
تا دولتهاى عربى در مجاورتش را در توازن نگاه دارد.
-
عرب
adjective nounNow we are seven Arabs.
حالا ما هفت عرب هستیم.
-
ترجمه های کمتر
- بدوی
- چادرنشین
- اسب عربی
- بومی عربستان
- بچه ی ولگرد (street Arab هم می گویند)
- زبان عربی
تصاویر با "Arab"
عباراتی شبیه به "Arab" با ترجمه به فارسی
-
اروند رود · شطالعرب
-
زبان یونانی · عربی
-
جهان عرب
-
لیبی
-
پانعربیسم
-
گویشهای عربی
-
عرب شامیلوف
-
کشورهای عربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن