ترجمه "Arctic" به فارسی
شمالگان, منطقه شمالگان, منطقه قطب شمال بهترین ترجمه های "Arctic" به فارسی هستند.
A region of the Earth above the Arctic Circle, containing the North Pole. [..]
-
شمالگان
propera region of the Earth
We were in this tiny, remote fjord, just inside the Arctic Circle.
ما توی این آبدره پرت و کوچیک در دایره شمالگان بودیم.
-
منطقه شمالگان
-
منطقه قطب شمال
because, in form, he could be well likened to the short, square timber known by that name in Arctic whalers;
چون از حیث شکل کام لا به آن تیر مربع کوتاه که در کشتیهای وال گیری مناطق قطب شمال بدین نام خوانده میشود شبیه بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Arctic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Being extremely cold, snowy, or having other properties of extreme winter associated with the Arctic. [..]
-
شمالگان
noungeographic terms (above country level)
So this is your first summer in the arctic.
پس این اولین تابستونی هست که تو شمالگان هستین ؟
-
سرد
adjective -
قطبی
adjectiveDay after day he roamed about in the arctic cold, his soul filled full of bitterness and despair.
روزها میگذشت و او درحالیکه روحش آکنده از اندوه و نومیدی بود در سرمای قطبی خیابان آواره بود.
-
ترجمه های کمتر
- منجمد
- شمالگانی
- یخزده
- بسیار سرد
- وابسته به قطب شمال و بخش های اطراف آن
- کفش لاستیکی
تصاویر با "Arctic"
عباراتی شبیه به "Arctic" با ترجمه به فارسی
-
آب و هوای قطبی · اقليم جنوبگان · اقليم شمالگان · اقلیم قطبی
-
(جانورشناسی) ماهی قزل آلای شمال کانادا و آلاسکا (Salvelinus alpinus) · قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون · ماهیان آزاد شکمسرخ
-
شمالگان · منطقه شمالگان · منطقه قطب شمال
-
پرستوی دریایی بهشتی · پرستوی دریایی شمالگان
-
روکفشی زمستانی · گالش گرم و عایق آب (ویژه ی مناطق سردسیر)
-
تندرای شمالگان
-
آبخست گروه شمالگان (جزایر شمال کانادا) · مجمع الجزایر قطب شمال
-
زلفقرمزی قطبی