ترجمه "Attorney" به فارسی

وکیل, وکیل, وکیل دادگستری بهترین ترجمه های "Attorney" به فارسی هستند.

Attorney
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وکیل

    noun

    My brother's a Trial Attorney, like, born with a silver tongue.

    .داداشم وکیل محاکمه است درواقع ، مادرزاد می تونه مردم رو متقاعد کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Attorney " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

attorney noun دستور زبان

(law) In the United States, a lawyer; one who advises or represents others in legal matters as a profession. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وکیل

    noun

    A professional person who advises or represents others in legal matters as a profession.

    You have the right to remain silent, and to have an attorney present before you say anything.

    شما حق دارید سکوت کنید و قبل از اینکه چیزی بگویید، وکیل بگیرید.

  • وکیل دادگستری

    noun

    In time, Leo became a district attorney and later a court judge.

    به مرور زمان، لئو وکیل دادگستری و سپس قاضی شد.

  • وکيل

    Just look at the attorney of record on the other side.

    فقط به وکيل رسمي طرف مقابل نگاه کن.

  • ترجمه های کمتر

    • وکالت
    • مدعی
    • حقوقدان
    • ليكو
    • شارع
    • فقیه
    • رایزن
    • مشاور حقوقی
    • وکیل دعاوی

تصاویر با "Attorney"

عباراتی شبیه به "Attorney" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - حقوق) وکیل مدافع ایالتی · وکیل ایالت
  • نامه وکیل
  • (حقوق) وکالت نامه · سپردن اختیارات تام · همانتلاکو · وکالت · وکالت نامه
  • (A و G بزرگ) دادستان کل امریکا (که مقامش معادل وزیر دادگستری است) · (امریکا) دادستان کل ایالت · دادستان · دادستان کل
  • تلايا لک ناتسداد
  • (حقوق) بازپرس بخش
  • (امریکا) وکیل رسمی دادگستری
  • (امریکا) دادستان · دادستان · صاحب منصب پارکه · عضو دادسرا
اضافه کردن

ترجمه های "Attorney" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه