ترجمه "Baltic" به فارسی

بالتیک, بالتیک, لیتوانی بهترین ترجمه های "Baltic" به فارسی هستند.

Baltic adjective proper noun دستور زبان

the Baltic language family [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالتیک

    of the Baltic region or sea

    Russian princes turning the weeks into Baltic twilights in the lost caviare days.

    از شاهزادگان روسی که روزهای هفته را به یاد دورههای جلال و عظمتشان به شبانگاه بالتیک بدل میکردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Baltic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

baltic adjective دستور زبان

(Irish, Scottish) Very cold [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالتیک

    Russian princes turning the weeks into Baltic twilights in the lost caviare days.

    از شاهزادگان روسی که روزهای هفته را به یاد دورههای جلال و عظمتشان به شبانگاه بالتیک بدل میکردند.

  • لیتوانی

    proper
  • دریای بالتیک

    Young Shtcherbatsky went into the navy, was drowned in the Baltic

    شچرباتسکی جوان به نیروی دریایی رفت و در دریای بالتیک غرق شد.

  • ترجمه های کمتر

    • شاخه ی زبان های بالتیک (پروسی کهن
    • لتونیایی و غیره) ازخانواده ی هند و اروپایی
    • وابسته به دریای بالتیک
    • وابسته به کشورهای بالتیک

تصاویر با "Baltic"

عباراتی شبیه به "Baltic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Baltic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه