ترجمه "Basket" به فارسی
حاوی چیزی بودن، در خود داشتن, سبد, زنبیل بهترین ترجمه های "Basket" به فارسی هستند.
Basket
-
حاوی چیزی بودن، در خود داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Basket " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
basket
verb
noun
دستور زبان
A lightweight container, generally round, open at the top, and tapering toward the bottom. [..]
-
سبد
nouncontainer [..]
You shouldn't put all your eggs in one basket.
همه تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید.
-
زنبیل
container
She started with a basket of pies and look at her now!
اون با یک زنبیل پیراشکی شروع کرد، حالا نگا کن که چکار کرده!
-
سَبَد
-
ترجمه های کمتر
- گل
- زمبه
- کواره
- (اتاقکی که از بالون آویخته است و سرنشینان در آن قرار دارند) کابین بالون
- (بسکتبال) حلقه
- انداختن توپ در حلقه (که دو امتیاز می دهد)
- محتوی سبد
- هر چیز سبد مانند
- گنجایش سبد
تصاویر با "Basket"
عباراتی شبیه به "Basket" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) سبد زرین (Aurinia saxatilis و Alyssum saxatile از خانواده ی crucifer)
-
سالیکس ویمینالیس
-
الياف سبدي · الیاف گیسوبافتی
-
سبد · مظروف یک سبد
-
(جانور شناسی) ستاره ی سبد (تیره ی basket fish( )Gorgonocephalidae هم می گویند)
-
كاشت سبدي · كاشت مخزني · كاشت گلداني · نهالکاری آوندی · نهالکاری در گلدان
-
قبضه ی شمشیر (دارای رویه ی سبد مانندی است که دست را می پوشاند)
-
تمرین شغل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن