ترجمه "Bazaar" به فارسی
بازار, بازار, سوق بهترین ترجمه های "Bazaar" به فارسی هستند.
Bazaar
-
بازار
nounOn the square in front of the Bazaar were drummers beating the muster call.
در میدان مقابل بازار طبالان ایستاده آهنگ حاضر باش را مینواختند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bazaar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bazaar
noun
دستور زبان
A marketplace, particularly in the Middle East, and often covered, with shops and stalls. [..]
-
بازار
nounmarketplace [..]
You have to pull your weight with the bazaar.
بايد مسئوليتت رو درباره ي بازار انجام بدي.
-
سوق
noun -
(از ریشه ی فارسی)
-
ترجمه های کمتر
- (در خاورمیانه) بازار
- حراج (معمولا به نفع امور خیریه)
- فروشگاهی که در آن انواع کالا به فروش می رسد
تصاویر با "Bazaar"
عباراتی شبیه به "Bazaar" با ترجمه به فارسی
-
کلیسای جامع و بازار
-
بازار تبریز
-
بازار تهران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن