ترجمه "Beat" به فارسی
شکست دادن، فائق آمدن, زدن, تپیدن بهترین ترجمه های "Beat" به فارسی هستند.
One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. Winamp genre ID # 135.
-
شکست دادن، فائق آمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Beat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A pulsation or throb. [..]
-
زدن
verbto hit, to knock, to pound, to strike
It was as impossible as beating a woman, stealing, or lying.
این کار همان اندازه غیر ممکن بود که کتک زدن یک زن، دزدی، یا دروغ گویی.
-
تپیدن
verbduring which the queen pressed her hand to her side, evidently to still the beatings of her heart.
ملکه با هردو دست دل خود را گرفته بود که تپیدن دلش معلوم نگردد.
-
شکست دادن
verbThat boy was the best chance we had of beating this thing.
اون پسر بهترین شانسمون بود برای شکست دادن این چیز
-
ترجمه های کمتر
- ضرب
- وزن
- ضربت
- ضربه
- تپش
- آهنگ
- زنه
- تپه
- زدش
- ریتم
- کوفتن
- درمانده
- فشار
- بردن
- کوبیدن
- کوبش
- میزان
- متر
- تپاک
- افول
- اندازه
- (امریکا - B بزرگ) گروهی از نویسندگان سال های دهه ی 0591 و 0691 که سبک و جهان بینی آمیخته با بدبینی و دل خستگی وسرکشی داشتند (beatnik هم می گویند)
- (با مشت یا شلاق و غیره) ضربه زدن
- (بال ها را) بر هم زدن
- (در اثر کثرت آمد و شد) راه ایجاد کردن
- (رادیو) فرکانس تداخل
- (شعر و غیره) تاکید
- (طبل و دهل و غیره) صدا کردن
- (عامیانه) خسته
- (عامیانه) نفهمیدن
- (قلب و غیره) ضربان
- (مسابقه ی دو و غیره) زودتر تمام کردن و جلو بودن
- (موسیقی) ضرب
- (پی درپی) زدن
- (کشتیرانی) حرکت با بادسینه
- بازنده کردن
- بال زدن
- بسامد همبند
- بهت زده کردن
- بی رمق 3
- بیهوش کردن
- تصادم 0
- جستجو کردن
- خط سیر
- خلاف جهت باد راندن 5
- خوردن به
- درهم شکستن
- دوموج دارای بسامدهای مختلف را به هم آمیختن (و بسامد تازه ای را ایجاد کردن)
- سردرنیاوردن 4
- ضرب گرفتن
- ضربان قلب
- طبل (یا دمبک و غیره) زدن
- غلبه کردن
- فائق شدن
- لال کردن
- مبهوت کردن
- متحیر شدن
- مسیر 1
- وابسته به این نویسندگان و سبک آنها 2
- کتک زدن
- گام زدن بر
تصاویر با "Beat"
عباراتی شبیه به "Beat" با ترجمه به فارسی
-
موسیقی بیت
-
نی
-
بئاته اوزه
-
حاشیه رفتن درباره موضوعی، شر و ور تاب دادن · دروغ گفتن · سهل انگاشتن · مرتد شدن
-
بیگ بیت
-
آب در هاون کوبیدن
-
آب در هاون کوبیدن
-
درهم شکستن