ترجمه "Bengal" به فارسی
بنگال, بنگال, خلیج بنگال (Bay of Bengal) بهترین ترجمه های "Bengal" به فارسی هستند.
Bengal
noun
proper
دستور زبان
A region in the northeast of South Asia. [..]
-
بنگال
properregion in South Asia
His cremation was attended by all the boxers in Bengal.
در مراسم سوزاندن او تمام بوکسورهای بنگال شرکت داشتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bengal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bengal
-
بنگال
properSo mr bengal, forgotten me in six months...
خب آقاي بنگال شش ماهه منو فراموش کرد
-
خلیج بنگال (Bay of Bengal)
-
ناحیه ی بنگال (ایالت بنگال در غرب هندوستان و بخش شرقی کشور بنگلادش)
تصاویر با "Bengal"
عباراتی شبیه به "Bengal" با ترجمه به فارسی
-
ایالت بنگال غربی (در هند) · بنگال غربی
-
نخود بنگالي · نخودهاي رسمی · نخودهای ایرانی
-
لوبياهاي بنگالي
-
هوبره بنگالی
-
استيزولوبيوم آتريموم · لوبياهاي بنگالي · لوبياهاي مخملي سياه · موکونا آتریما
-
خلیج بنگال
-
خلیج بنگال · Ḫaliǧ-e B?ngāl
-
مشعل یا موشک منور یا فشفشه ی نورافشان (که سابقا برای مخابره به کار می رفت)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن