ترجمه "Bi" به فارسی

بیسموت, مخفف : (خودمانی) دارای تمایل جنسی هم به جنس مخالف و هم به جنس خود, مخفف : (شیمی) بیسموت بهترین ترجمه های "Bi" به فارسی هستند.

Bi noun

a heavy brittle diamagnetic trivalent metallic element (resembles arsenic and antimony chemically); usually recovered as a by-product from ores of other metals

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیسموت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bi adjective noun دستور زبان

(colloquial) Bisexual. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخفف : (خودمانی) دارای تمایل جنسی هم به جنس مخالف و هم به جنس خود

  • مخفف : (شیمی) بیسموت

BI noun دستور زبان

Initialism of [i]business intelligence[/i].

+ اضافه کردن

"BI" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BI در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Bi" با ترجمه به فارسی

  • معادل پیشوند: -bi (پیش از C یا S به کار می رود)
  • (شیمی) تقسیم پذیر به دو یون دو ظرفیتی (در مورد الکترولیت به کار می رود)
  • کلرو(سیکلو پنتا دی انیل)بیس(تری فنیل فسفین)روتنیوم
  • ۲٬۴-دیتیاپنتان
  • سدیم بیس(تری متیل سیلیل)آمید
  • متن دوسویه
  • bi-
    (شیمی) دارای دو چندان اتم یا معادل شیمیایی عنصر موجود در ترکیب [sodium bicarbonate] · (گیاه شناسی و جانورشناسی) مضاعف · به دو سو [biconvex] · جفتی · دارای دو بنیان مشابه [potassium bitartrate] · دارای دو عدد [biangular] · در دو طرف · دو بخشی [bilabial و bilateral] · دو برابر · دو چندان · دوبرابر[bifurcate] · دوگانه · هر دو ماه (یا هفته یا سال یاقرن) یک بار [biweekly و biennial] · پیشوند معادل با: -bio
  • bis
    (دستور نواختن موسیقی) قطعه مزبور را تکرار کنید · دوبار بزنید
اضافه کردن

ترجمه های "Bi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه