ترجمه "Blueberry" به فارسی
بلوبری, بلوبری, زغال اخته بهترین ترجمه های "Blueberry" به فارسی هستند.
Blueberry
-
بلوبری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Blueberry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
blueberry
adjective
verb
noun
دستور زبان
An edible round berry belonging to the cowberry family. (A botanically false berry.) It has flared "crowns" at the end that turn blue on ripening. [..]
-
بلوبری
fruit
Suppose I wanted blueberry.
فرض کن من بلوبری می خواستم
-
زغال اخته
nounDark-blue, round edible fruit of a plant in the genus Vaccinium, up to approximately 10 mm diameter.
And with the blueberries, it's four times as tasty.
و با زغال اخته ، چهار برابر خوشمزه تر میشه.
-
(گیاه شناسی) آبی سته : سته ی آبی (انواع گیاهان جنس Vaccinium از خانواده ی heath)
-
قره قاط
noun
تصاویر با "Blueberry"
عباراتی شبیه به "Blueberry" با ترجمه به فارسی
-
زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
-
خانم شاتوت
-
زغالاخته آبي چشمخرگوشی
-
زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
-
واکسینیوم
-
زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
-
زغال اخته · قره قاط
-
زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن