ترجمه "Bohemian" به فارسی

چک, چک, قلندر بهترین ترجمه های "Bohemian" به فارسی هستند.

Bohemian adjective noun دستور زبان

(countable) A native or resident of Bohemia. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چک

    noun proper

    It published a weekly in English, and one each in Bohemian and German;

    یک مجله هفتگی به زبان انگلیسی، یک مجله هم به زبان چک و آلمانی منتشر میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bohemian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bohemian adjective noun دستور زبان

an unconventional or nonconformist artist or writer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چک

    noun

    It published a weekly in English, and one each in Bohemian and German;

    یک مجله هفتگی به زبان انگلیسی، یک مجله هم به زبان چک و آلمانی منتشر میکند.

  • قلندر

  • قلندرمآب

  • ترجمه های کمتر

    • (معمولا B بزرگ) کسی (به ویژه هنرمند) که در رفتار و جامه پوشی و غیره سنت شکن و تکرو است
    • اهل بوهم
    • ناهمجور و سنت شکن
    • وابسته به بوهم و زبان و فرهنگ آن
    • وابسته به ناحیه ی بوهم در کشور چک

عباراتی شبیه به "Bohemian" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bohemian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه